خیلی وقته میخوام بنویسم ، ولی نمیدونم از چی یا کی باید بنویسم ، ایضا نمیدونم اصلا این نوشته خواننده ای خواهد داشت یا نه ، ولی خب من مینویسم ؛ شاید مواجه شدن با این همه چیزای گنگ توی زندگیم برای اینه که زیادی سردرگمم ، زیادی عصبیم ، زیادی . هعی :\ خب بیاین یه ذره جهت بدم به نوشتم ؛ ساطعم ، معنی ساطع همون معنی اسم اصلیمه ، یعنی ساطع اسم منه ولی در حقیقت اسمم نیست :| بگذریم . پیچیده شد ، خب من مصداقِ این بخش از شعر سهرابم که میگه : کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ ! 

از اینم بگذریم .

یادمه در وصف این روزام نوشته بودم : گوشه نشین رویایِ ناراستین . حالا چرا ناراستین ؟! تا حالا به این قسمت از ابهام رسیدین که بدونین چی میخواین اما به این هم واقفین که به اون نمی‌رسین ؟! 

از اینم بگذریم .

خیلی دارم پراکنده مینویسم :\ 

تازگیا به این پِی بردم که خیلی زیاد اجتماع گریزم ، خیلی بیشتر از اونی که فکر میکردم هستم . و البته خیلی عصبی تر از حد تصور .

و خیلی تنها تر از اونی که فکرشو بکنین 

 

وحالا ، لگامِ اذهان گسیخته و اینجا ، جایِ جلوه گریِ آن هاست ؛ 

همراهان و مخاطبانِ غایب ، تا درودی دیگر بودرود 

*( وی حسِ بامزه بودن دارد )

 

همیشه ام عنوان مناسب پیدا نمیشه

بی عنوان بودن خلافِ ادبه ؟!

، ,خیلی ,  ,خب ,ولی ,؟ ,به این ,  از ,تر از ,خب من ,، زیادی

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

بیماری واگیر دار ایوان پتروسا مینرال اویل حضرات - سایت تخصصی ارزهای دیجیتال دانلود رایگان نمونه سوالات خودآرایی زنانه فنی حرفه ای روز نوشته های حسین اصلانی هکر شیراز امیرحسین عباس آبادی آموزش آنلاین زبان انگلیسی متوسطه حیات طیبه